أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
34
فتوح البلدان ( فارسى )
عبد الواحد بن غياث از حماد بن سلمه و او از ابو جعفر خطمى و او از عمارة بن خزيمه و او از كثير بن سائب روايت كرد كه بنو قريظه بر پيامبر ( ص ) عرضه شدند و هر كه از ايشان به سن احتلام رسيده يا بر عانهاش موى دميده بود ، كشته شد و آن كه به احتلام نرسيده يا عانهء وى نروئيده بود ، رها شد . وهب بن بقيه از يزيد بن هارون و او از هشام و او از حسن روايت كرد كه گفت حيى بن اخطب با رسول الله ( ص ) عهد كرد كه احدى را به ضد او يارى ندهد و خداى را بر آن كفيل گرفت . پس چون او و پسرش را روز قريظه بياوردند رسول الله ( ص ) گفت همانا كه كفالت به نيكى انجام گرفت ، سپس بفرمود تا خود و فرزندانش را گردن زنند . بكر بن هيثم از عبد الرزاق و او از معمر روايت كرد كه گفت از زهرى پرسيدم آيا بنو قريظه زمينى داشتند ؟ گفت : قطعا ، و رسول الله ( ص ) آن را ميان مسلمانان به سهام تقسيم كرد . حسين بن اسود مرا حكايت كرد كه يحيى بن آدم از ابو بكر بن عياش و او از كلبى و او از ابو صالح و او از ابن عباس نقل كرد كه رسول الله ( ص ) اموال بنو قريظه و خيبر را ميان مسلمانان قسمت كرد . ابو عبيد قاسم بن سلام از عبد اللّه بن صالح كاتب ليث و او از ليث بن سعد و او از عقيل و او از زهرى روايت كرد كه رسول الله ( ص ) بنو قريظه را در محاصره گرفت تا به حكميت سعد بن معاذ رضا دادند و او حكم به قتل مردان و بردگى زنان و كودكان و تقسيم اموالشان داد . و در آن روز فلان و فلان تعداد « 1 » از مردان ايشان به قتل رسيد .
--> ( 1 ) . تعداد كشتگان بين چهار صد تا نهصد نفر روايت شده است .